تبليغاتX
۩ ۩ ●•·˙·..Love Story..·˙·•● ۩ ۩



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


۩ ۩ ●•·˙·..Love Story..·˙·•● ۩ ۩

سلام

قبلـــه اینکه بیام کلی حرف واستون داشتم اما الان انقد دلم پر شده که دیگه جائی واسه بیرون اومدن حرفام از دریچه ی نه چندان بزرگش نیست.

اول دومی رو میگم تا کنترلم دسته خودم باشه چون ممکنه از شدت سوزش زخمای این چند وقت دیگه نتونم ادامــــــه بدم.
 ممنونم از همتون از خیلیا از دوستای گلم که واقعا میخوام بگم خیلی بامعرفتین من ارزشه دوستیه شمارو نداشتم از همتون عذر میخوام از عسل و سروش و سعید و نسیم و خیلیای دیگه که با وجود ریپلای نکردن من همیشه به من لطف داشتن امیدوارم به هرچی میخواین برسین.

راسش اول که درموردش فکر میکردم هر روز نسبت به نیومدن مصمم تر میشدم اما انقد بی توجهی ازش دیدم که واقعا خودم به خودم ترحم کردم و اومدم از خودم دفاع کنم. اون میدونست همه کارای من همه وقته من که رو وبلاگ میزاشتم فقط واسه اون بود. انقد دوسش داشتم که حتی امروزا هم یاد نکردنش باعث گم شدنه یه حسی تو وجودم بود که آزارم میداد.

این جریانه بی خبری میشه گفت از ساله پیش شروع شد اول که بهش کامنت میدادم میگفت من مثله تو الاف نیستم هر روز پاشم بیام اینجا واست تکست بزنم و برم.اسمه علاقه من رو تو اون روزای سخت که باید کنکور میخوندم الافی گذاشت بعد به خاطر اون به هوای مزاحم نشدن بهش هر 5شنبه میومدم و چیزی براش مینوشتم اما اکثر روزای هفته باهاش بودم بدون اینکه بدونه.

بی مهریش و کارهایی که میکرد هر روز دلسردم میکرد همین باعث شد این اوخـــر به بهونه کنکورم که شده جلو دلم رو دیوار بکشم. بعد کنکور یه سری اومدم دیدم آپ کرده از منم چیزی نوشته بود(1خط) خوشحال شدم که هنوز من عروسکه قدیمیشو جلو تاقچه ی دلش نیگر داشته شروع کردم به آپ. فردا که خواسم بزارم رو وبلاگ دیدم همون یه خطم پریده خیلی ناراحت شدم بعد چند وقت لینک وبلاگمم پرید از بدبختی به خنده افتاده بودم وقتی میدیدم انقدر شادمهر و دوس داره به اونم حسودیم میشد نه بخاطر خوندنش بلکه فقط واسه خاطر اینکه شادمهر کسیرو داشت که من نه. اون واسه جیبش خونده اینو داره منم واسه این دور انداخته که همه چیزمو بهش میدادم.
  همیشه سکوت کردم منتظر اومدنش بودم که دلش واسه من تنگ شه اما برعکس هر روز نشونیای منو از جلو راش بر میداشت این شد که دیگه امیدمم از دست دادم حتی اون روزا هم که متظرش بودم ناشناس به وبش میومدمو باهاش حرف میزدم ولی حالا اومدم بگم که ...


بهم گفتی دوست دارم و عاشقتم یادت میاد؟
بهت گفتم دوسم نداری گفتی به دوس داشتن من شکی نداشته باش یادت میاد؟
بهم گفتی هیچوقت فراموشت نمیکنم یادت میاد؟

انقدر دیوونت شده بودم که قصد داشتم کارایی کنم که الان میگم چقدر ساده و بی منطق بودم چقدر بچه و حواس پرت بودم.نازی این منم که باهات موندم نه اونایی که تند و تند براشون قلب میزدی این منم که دوست داشتم نه توئی که هزار فکر بعد نیومدنم کردی که رفته با فلانی میگرده یا حتی اگه مرده بودم هم حق نداشتی اینطور فراموشم کنی نه نازی خانوم حق نداشتی..!

من واسه تو مینوشتم اما تو واسه کی؟ من واسه تو وبو بستم تو واسه کی ادامه میدی؟

 

حتما میخوای بیای بگی من برات کامنت گذاشتم که چرا نیستی آره؟

منم میگم خواسم ببینم چقدر واسه من تره خورد میکنی ارزش من همون چن خط نوشته بود؟ هیچ میدونسی اگه تو میرفتی چه کارایی که اینجا نمیکردم اونوقت تو بیخیال میای هر روز به یه ... قلب میدی و چرت و پرت تحویل هم میدین؟

حساسیت الکی همه چیو خراب کرد آره؟  حق داری من زیادی حساسمو انتظاره زیادی از تو دارم.

بهت خبر نمیدم که ببینم چند ساله دیگه وبه منو یادت میوفته.

بازم ممنون از همه

فعلا"

 

+نوشته شده در یکم مرداد 1388ساعت1:34توسط مهرداد جــــــــــــــون...! | |

شلاممممم شتولــــــــــین قاقولیای ملسه وبلاگی؟ میسی منم شتولم میبینم که عیدتون مفالک وای من که باوریده نمیکنم بازم عید شده منکه کلی خوشیدامیدوارم شما هم بخوشین ای شیطونا چه قدی کاسبیدین 5 هزاری هم اومد خوب شدااا دیه دو هزاری قدیمید کمش 5تمون کاسبیدین از هر نفر ماکه مسافلتیم میخوایم بترکونیم میدونین چیش خوبه؟ نکه نمیدونین اینش خوبه که فعلا ما عیدی نمیدیم و میکاسبیم خلاصه در جوامع امروزی یکی از بحثهای داغ عیدی دادنه انقدر مشکله بزرگی شده که بزرگا در برابرش سیاست موازنه منفی به کار میبرن پامیشن میرن مسافلت و بخیالش میشن حالا ما هم بیخیال این مبحثه کلیشه ای و سودمند میشیم میریم که داشته باشیم هفت سینو تخم مرغ رنگی و ماهی و تنگ ماهی و آینه و قرآن وشمع و مهرداد چه هفت سینی شد بعـله دیه هف سینه ما این ریختیه آخه خودمم میشینم تو سفره حالا چارشنبه سوری رو بچسب بمب ترکوندیم جون تو انگار بهمون حمله کردن از 6 شب تا 3 شب میریم آتش بسم نمیدیم کلی میترکیم ساله پیش بابام منو بزور از کوچه جمید یادمه سرو کله ی بچه هارو هرکدوم از یه جا میجمعیدیم 

حالا با هم این شعرو بریم

امشب شبه منه چون آتیش داره   

 باز داره میخونه این آتیش پاره

صدام بلنده میترکونه مهیـبه     

   آتیش با مهرداد رامتین میخونه عجیبه

 بهم بده ندا باهام بشو هم صدا   

 باید بقبولی  که تو ترکوندن هسم خدا

بزن بترکون خودتو خالی کن 

 این که با جرعتی و به همه حالی کن 

پس بیا با شعره من برقص کل بسه

 اگه باهاش برقصی نمیشی تو خسته

دختر پسرا میگن و میخندن 

 صدای ایران میرسه به لندن

نداره بازنده آتیش امشب تو بازیش

 خوش باش از اینکه آوردی تو جفت شیش

اگه خوب میخوای تموم شه تو امسال

 بیا امشب و کن باما عشق و حال

 

   با کمی تصرف و تلخیص

خوب میبینم که همه توپاشون پرید جون من تو وب من خالی نکنینا بیچاره نگون بخت میشه

بزارین همون چارشنبه سوری حالا اگه عجله دارین دوشنبه سوری هم بد نیسااا

   عیدتون مفالــــــــــــــــــــــــــکه..!

خوب دیه بستونه ما دیه بلــــــیم راسی ادامه مطلبم برین

فهلا خدافــــــس

 

+نوشته شده در بیست و ششم اسفند 1386ساعت20:42توسط مهرداد جــــــــــــــون...! | |

Smileys Angesشلام شلامClick here to visit the Emoticons Mail site شتولین برو بچ ملسه وبلاگی؟شه خفولا؟چیه پول جیباتون تهیده؟ عب نداره کوچیک میشین یادتون میرهClick here to visit the Emoticons Mail site دندتون نرم باید بخرجین دیه خدا قبول کنه  روز مادر خواستی به مامانی چیزی بگیری میگه نمیخواد یه شاخ گل بسمه  حالا اون مونده به کرم ما که چی بگیریم اما مگه این ولینتون گور به گور شده حالیش میشه  تا یه ۵۰, ۶۰ تومن خرج بالا نیاره ول کن نیس  معمولا دو طرف هیچ کدوم هم دیگرو ولیده نمیکنن 

یهو میبینی دختره میره رژ و خط لب و ادکلن اینارو همرو میزاره حراج خمس قیمت  تا یه چیزی برا بی افش جوریده کنه.پسره هم که هرچی دست و پاش میاد از جمله جوراب و خرد و پرت اینارو میفروشه تا برا جی افش یه چی بگیره  

خلاصه از این به بعد خواسین با یه کسی طرح دوستی بریزین  بشینین به جای زندگیه مشترک و مهریه و اینا در مورد ولینتون بحرفین از ما گفتن بودچون از قدیم گفتن مهریه رو کی داده کی

گرفته اما این ولینتون بده بستون نمیشناسه  مث مردن میمونه اول آخر باید یه روزی حالتو بگیره 

میگن طرفت مایه دار باشه اینه هاااا میری واسش یه جف جوراب میستونی عوضش میاد یه لپ تاب میگیره اینه یکم یاد بگیرین یکم هدف داشته باشین تو زندگیتون  

امون از دست ولینتون واسه بعضی ها خیلی گرون تمومیده میشه حالا اگه میخواین بیشتر در موردش بدونین برین ادامه مطلبو بخونین 

راستی تاحالا میدونستین ضد حال چه ریختی میشه؟

 ضد حال يعني :

بري عروسي زنونه ، مردونه باشه  روزه کنکور خواب بموني سربازي بيوفتي لبه مرز وقتي داري با يکي اشنا مي شي تو چت و کار به شماره ميرسه ، کارتت تموم بشه  ضد حال يعني با نمره 75/9 افتادن   وقتي تو ماشين داري افه مياي ، خاموش کني ضد حال يعني وقتي با دوست دختر دومت ميري بيرون ، دوست دختر اولتو ببيني با دوست پسر دومش

 

قاقالی لیییییییی و جینگل بلززززز

  کامنت یادتون نره هاااا  

Click here to visit the Emoticons Mail site فهلا" خدافس Click here to visit the Emoticons Mail site

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در بیست و یکم بهمن 1386ساعت14:0توسط مهرداد جــــــــــــــون...! | |