|
سلام
قبلـــه اینکه بیام کلی حرف واستون داشتم اما الان انقد دلم پر شده که دیگه جائی واسه بیرون اومدن حرفام از دریچه ی نه چندان بزرگش نیست. اول دومی رو میگم تا کنترلم دسته خودم باشه چون ممکنه از شدت سوزش زخمای این چند وقت دیگه نتونم ادامــــــه بدم. راسش اول که درموردش فکر میکردم هر روز نسبت به نیومدن مصمم تر میشدم اما انقد بی توجهی ازش دیدم که واقعا خودم به خودم ترحم کردم و اومدم از خودم دفاع کنم. اون میدونست همه کارای من همه وقته من که رو وبلاگ میزاشتم فقط واسه اون بود. انقد دوسش داشتم که حتی امروزا هم یاد نکردنش باعث گم شدنه یه حسی تو وجودم بود که آزارم میداد. این جریانه بی خبری میشه گفت از ساله پیش شروع شد اول که بهش کامنت میدادم میگفت من مثله تو الاف نیستم هر روز پاشم بیام اینجا واست تکست بزنم و برم.اسمه علاقه من رو تو اون روزای سخت که باید کنکور میخوندم الافی گذاشت بعد به خاطر اون به هوای مزاحم نشدن بهش هر 5شنبه میومدم و چیزی براش مینوشتم اما اکثر روزای هفته باهاش بودم بدون اینکه بدونه. بی مهریش و کارهایی که میکرد هر روز دلسردم میکرد همین باعث شد این اوخـــر به بهونه کنکورم که شده جلو دلم رو دیوار بکشم. بعد کنکور یه سری اومدم دیدم آپ کرده از منم چیزی نوشته بود(1خط) خوشحال شدم که هنوز من عروسکه قدیمیشو جلو تاقچه ی دلش نیگر داشته شروع کردم به آپ. فردا که خواسم بزارم رو وبلاگ دیدم همون یه خطم پریده خیلی ناراحت شدم بعد چند وقت لینک وبلاگمم پرید از بدبختی به خنده افتاده بودم وقتی میدیدم انقدر شادمهر و دوس داره به اونم حسودیم میشد نه بخاطر خوندنش بلکه فقط واسه خاطر اینکه شادمهر کسیرو داشت که من نه. اون واسه جیبش خونده اینو داره منم واسه این دور انداخته که همه چیزمو بهش میدادم. انقدر دیوونت شده بودم که قصد داشتم کارایی کنم که الان میگم چقدر ساده و بی منطق بودم چقدر بچه و حواس پرت بودم.نازی این منم که باهات موندم نه اونایی که تند و تند براشون قلب میزدی این منم که دوست داشتم نه توئی که هزار فکر بعد نیومدنم کردی که رفته با فلانی میگرده یا حتی اگه مرده بودم هم حق نداشتی اینطور فراموشم کنی نه نازی خانوم حق نداشتی..! من واسه تو مینوشتم اما تو واسه کی؟ من واسه تو وبو بستم تو واسه کی ادامه میدی؟ حتما میخوای بیای بگی من برات کامنت گذاشتم که چرا نیستی آره؟ منم میگم خواسم ببینم چقدر واسه من تره خورد میکنی ارزش من همون چن خط نوشته بود؟ هیچ میدونسی اگه تو میرفتی چه کارایی که اینجا نمیکردم اونوقت تو بیخیال میای هر روز به یه ... قلب میدی و چرت و پرت تحویل هم میدین؟ حساسیت الکی همه چیو خراب کرد آره؟ حق داری من زیادی حساسمو انتظاره زیادی از تو دارم. بهت خبر نمیدم که ببینم چند ساله دیگه وبه منو یادت میوفته. بازم ممنون از همه فعلا"
شلاممممم حالا با هم این شعرو بریم امشب شبه منه چون آتیش داره باز داره میخونه این آتیش پاره
صدام بلنده میترکونه مهیـبه آتیش با مهرداد رامتین میخونه عجیبه
بهم بده ندا باهام بشو هم صدا باید بقبولی که تو ترکوندن هسم خدا بزن بترکون خودتو خالی کن این که با جرعتی و به همه حالی کن پس بیا با شعره من برقص کل بسه اگه باهاش برقصی نمیشی تو خسته دختر پسرا میگن و میخندن صدای ایران میرسه به لندن نداره بازنده آتیش امشب تو بازیش خوش باش از اینکه آوردی تو جفت شیش اگه خوب میخوای تموم شه تو امسال بیا امشب و کن باما عشق و حال با کمی تصرف و تلخیص
خوب میبینم که همه توپاشون پرید بزارین همون چارشنبه سوری حالا اگه عجله دارین دوشنبه سوری هم بد نیسااا
خوب دیه بستونه ما دیه بلــــــیم راسی ادامه مطلبم برین
یهو میبینی دختره میره رژ و خط لب و ادکلن اینارو همرو میزاره حراج خمس قیمت خلاصه از این به بعد خواسین با یه کسی طرح دوستی بریزین گرفته اما این ولینتون بده بستون نمیشناسه میگن طرفت مایه دار باشه اینه هاااا میری واسش یه جف جوراب میستونی عوضش میاد یه لپ تاب میگیره امون از دست ولینتون واسه بعضی ها خیلی گرون تمومیده میشه راستی تاحالا میدونستین ضد حال چه ریختی میشه؟ بري عروسي زنونه ، مردونه باشه
|
About![]()
خداحافــــــظ
Archivesمرداد 1388اسفند 1386 بهمن 1386 Specific
بلاگ کد
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|